انتخابات شکست تحریمیها بود
حضور
گسترده مردم در پای صندوقهای رای در این انتخابات، دیگر باید این واقعیت
را برای هواداران تز تحریم جا انداخته باشد که جمهورِ ایرانیان "فرصت
انتخابات" را از دست نمیدهند. مردم ایران علیه رژیم سلطنتی پیشین، که در
25 سال آخر عمرش تقریباً هیچ انتخابات به درد بخوری برگزار نکرد، انقلاب
کردند که بتوانند جمهوری بر پا کنند و انتخابات داشته باشند و با رایدادن
در انتخابات، در تغییر اوضاع کشورشان نقش داشته باشند.
"منطق زندگی" در کنش ایرانیان امروز موج میزند. هر چه شرایط موجود بهتر شود، امکان زندگی با هزینه کمتر و عزت بیشتر، مهیاتر میشود. شرایط موجود با استفاده مردم از "فرصت انتخابات" شاید بهتر شود ولی با بیاعتنایی آنها به این فرصتِ حقیقتاً تاریخی، قطعاً بهبود نخواهد یافت. هیچ ملتی نمیتواند منفعل بنشیند و برای تعیین سرنوشت خودش دست همت از آستین غیرت و عقلانیت بیرون نیاورد تا بلکه دستی از غیب برون آید و کاری بکند!
هواداران تز تحریم انتخابات، تنها تزی که در آستین دارند، تحریم انتخابات است! وقتی از آنها سوال میشود که تحریم انتخابات دقیقاً چه سودی برای ملت ایران دارد، هیچ پاسخ بخردانهای در اختیار ندارند. تنها پاسخ آنها، که البته جرات بیان شفاف آن را هم ندارند، این است: "تحریم انتخابات به تشدید تحریمهای خارجی میانجامد و با تشدید تحریمهای خارجی، امکان تحول بینادی در ایران امروز فراهم میشود."
بدیهیست مردمی که منطقشان منطق زندگی باشد، حاضر نیستند چنین راه نابخردانهی پرهزینهای را در پیش بگیرند که پیمودنش معنایی جز لهشدن در زیر ارابهی آرزوهای اپوزیسیون خارج از کشور ندارد. مردم ایران ترجیح میدهند به جای خاتمی، حسن روحانی رئیس جمهور ایران شود ولی گوشت قربانی رویاهای حداکثری و دور و دراز خودشان و یا دیگران نشوند.
از این نکات که بگذریم، همانگونه که دیروز ابراهیم یزدی در حین رایدادن گفت، تحریم کار مفتیان است و مخالفان رایدادن در انتخابات، حداکثر میتوانند بگویند "ما در انتخابات شرکت نمی کنیم." کسی که انتخابات را "تحریم" میکند، در واقع خودش را صاحب حق صدور فتوی در عالم سیاست میداند و در مقام تعیین تکلیف دیگران است. چنین رویکردی بیش از آنکه بوی دموکراسیخواهی بدهد، بوی اقتدارگرایی میدهد.
تعداد پرشماری از اعضای اپوزیسیون خارج از کشور، به صرف زندانیشدن و هزینهدادن، دچار احساس "خودماندلاپنداری" هستند و فکر میکنند حق دارند دائماً "از موضع بالا" برای مردم ایران تعیین تکلیف کنند و قاطعانه بگویند رایدادن به حسن روحانی، "شرکت در بدترین بازی ممکن" است.
مشکلات اقتصادی جامعه ایران در شرایط فعلی به گونهای است که مردم آشکارا احساس میکنند باید رای بدهند بلکه گرهای از کارشان گشوده شود. اینکه جماعتی در پاریس و واشنگتن و لس آنجلس قدم بزنند و برای فرونشاندن نارضایتیهای سیاسیشان، مردم ایران را به کنشی فرا بخوانند که زمینهساز تشدید مشکلاتشان است، نه اخلاقی است نه عقلانی.
در انفعال هیچ سودی نهفته نیست. انفعال شاید به کار گشایش عقدههای سیاسی اپوزیسیون خارج از کشور بیاید و آنها را به سود و ثمری برساند، ولی هیچ به کار ملت ایران نمیآید. انتخابات، گامیست در مسیر حق تعیین سرنوشت. و مردم ایران، با وجود همه قیل و قالهای پس از انتخابات سال 88، در این انتخابات نشان دادند که اهل برداشتن این گامِ عقلانیِ کمهزینهاند.
"منطق زندگی" در کنش ایرانیان امروز موج میزند. هر چه شرایط موجود بهتر شود، امکان زندگی با هزینه کمتر و عزت بیشتر، مهیاتر میشود. شرایط موجود با استفاده مردم از "فرصت انتخابات" شاید بهتر شود ولی با بیاعتنایی آنها به این فرصتِ حقیقتاً تاریخی، قطعاً بهبود نخواهد یافت. هیچ ملتی نمیتواند منفعل بنشیند و برای تعیین سرنوشت خودش دست همت از آستین غیرت و عقلانیت بیرون نیاورد تا بلکه دستی از غیب برون آید و کاری بکند!
هواداران تز تحریم انتخابات، تنها تزی که در آستین دارند، تحریم انتخابات است! وقتی از آنها سوال میشود که تحریم انتخابات دقیقاً چه سودی برای ملت ایران دارد، هیچ پاسخ بخردانهای در اختیار ندارند. تنها پاسخ آنها، که البته جرات بیان شفاف آن را هم ندارند، این است: "تحریم انتخابات به تشدید تحریمهای خارجی میانجامد و با تشدید تحریمهای خارجی، امکان تحول بینادی در ایران امروز فراهم میشود."
بدیهیست مردمی که منطقشان منطق زندگی باشد، حاضر نیستند چنین راه نابخردانهی پرهزینهای را در پیش بگیرند که پیمودنش معنایی جز لهشدن در زیر ارابهی آرزوهای اپوزیسیون خارج از کشور ندارد. مردم ایران ترجیح میدهند به جای خاتمی، حسن روحانی رئیس جمهور ایران شود ولی گوشت قربانی رویاهای حداکثری و دور و دراز خودشان و یا دیگران نشوند.
از این نکات که بگذریم، همانگونه که دیروز ابراهیم یزدی در حین رایدادن گفت، تحریم کار مفتیان است و مخالفان رایدادن در انتخابات، حداکثر میتوانند بگویند "ما در انتخابات شرکت نمی کنیم." کسی که انتخابات را "تحریم" میکند، در واقع خودش را صاحب حق صدور فتوی در عالم سیاست میداند و در مقام تعیین تکلیف دیگران است. چنین رویکردی بیش از آنکه بوی دموکراسیخواهی بدهد، بوی اقتدارگرایی میدهد.
تعداد پرشماری از اعضای اپوزیسیون خارج از کشور، به صرف زندانیشدن و هزینهدادن، دچار احساس "خودماندلاپنداری" هستند و فکر میکنند حق دارند دائماً "از موضع بالا" برای مردم ایران تعیین تکلیف کنند و قاطعانه بگویند رایدادن به حسن روحانی، "شرکت در بدترین بازی ممکن" است.
مشکلات اقتصادی جامعه ایران در شرایط فعلی به گونهای است که مردم آشکارا احساس میکنند باید رای بدهند بلکه گرهای از کارشان گشوده شود. اینکه جماعتی در پاریس و واشنگتن و لس آنجلس قدم بزنند و برای فرونشاندن نارضایتیهای سیاسیشان، مردم ایران را به کنشی فرا بخوانند که زمینهساز تشدید مشکلاتشان است، نه اخلاقی است نه عقلانی.
در انفعال هیچ سودی نهفته نیست. انفعال شاید به کار گشایش عقدههای سیاسی اپوزیسیون خارج از کشور بیاید و آنها را به سود و ثمری برساند، ولی هیچ به کار ملت ایران نمیآید. انتخابات، گامیست در مسیر حق تعیین سرنوشت. و مردم ایران، با وجود همه قیل و قالهای پس از انتخابات سال 88، در این انتخابات نشان دادند که اهل برداشتن این گامِ عقلانیِ کمهزینهاند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 21:9 توسط محمدرضا
|